تبلیغات
لطایف و حکایات - سوراخ وافور

سوراخ وافور

نویسنده :علی باقری
تاریخ:دوشنبه 7 مهر 1393-07:27 ب.ظ

سوراخ وافور
روزی یک روستایی جهت خریدن وافور به بازار آمد و وارد مغازه ای شد و یک وافور خرید و از مغازه بیرون آمد . بیرون مغازه وافورش را بررسی نمود و دوباره به مغازه برگشت . و به صاحب مغازه گفت : آقا اگه ممکنه اینو عوضش کنید چون به نظر میرسه سوراخش کوچکه . صاحب مغازه برگشت و گفت : مشدی اشتباه می کنی . به نظر من خیلی هم سوراخش بزرگه چون قطار قطار شتر با بارش می تونه از اون سوراخ رد شده و هرگز بر نگرده

‎سوراخ وافور 
روزی یک روستایی جهت خریدن وافور به بازار آمد و وارد مغازه ای شد و یک وافور خرید و از مغازه بیرون آمد . بیرون مغازه وافورش را بررسی نمود و دوباره به مغازه برگشت . و به صاحب مغازه گفت : آقا اگه ممکنه اینو عوضش کنید چون به نظر میرسه سوراخش  کوچکه . صاحب مغازه برگشت و گفت :  مشدی اشتباه می کنی . به نظر من خیلی هم سوراخش بزرگه چون قطار قطار شتر با بارش می تونه از اون سوراخ  رد شده و  هرگز بر نگرده‎



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo
Online User